تبليغاتX
Santanjela








Santanjela

No body can Love me

متن و ترجمه فارسی اهنگ My Heart Is Broken از Evanescence


:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه 3 اسفند1390ساعت 14:24 توسط Amirho3in|



سلام دوستان دلم واسه وبلاگنویسی تنگ شده بود ازین به بعد سعی میکنم کمتر برم fb بجاش بیشتر اینجا بیام!

راستی این آدرس فیسبوکمه :

www.facebook.com/amirhossein.es

نوشته شده در چهارشنبه 3 اسفند1390ساعت 14:8 توسط Amirho3in|



e e e jedi jedi daneshjo shodim raft peye karesh!

نوشته شده در پنجشنبه 24 شهریور1390ساعت 16:50 توسط Amirho3in|



فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی!

اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی!

گفتم بدون تو میمیرم ، لبخندی تلخ زدی !

از دلتنگی ات اشک ریختم ، چشمهای خیسم را ندیدی!

چگونه بگویم که دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی که من هم همینطور!

چگونه بگویم که بی تو این زندگی برایم عذاب است ، تا تو نیز مرا درک کنی!

صدای فریادم را همه شنیدند جز او که باید میشنید!

اشکهایم را همه دیدند!

آشیانه ای که در قلبت ساخته ام تبدیل به قفسی شده که تا آخر در اینجا گرفتارم!

گرفتار عشقی که باور ندارد مرا ،

فکر میکند که این عشق مثل عشقهای دیگر این زمانه خیالیست ، حرفهای من بیچاره دروغین است!

حالا دیگر آموخته ام که کلام دوستت دارم را بر زبان نیاورم ، دیگر اشک نریزم و درون خودم بسوزم !

اگر دلتنگت شدم با تنهایی درد دل کنم و اگر مردم نگویم که از عشق تو مردم !

اما رفتنم محال است ، عشق که آمد ، دیگر رفتنی نیست ، جنون که آمد ، عقل در زندگی حاکم نیست!

آنقدر به پایت مینشینم تا بسوزم، تا ابد به عشقت زندگی میکنم تا بمیرم !

گرچه شاید مرا به فراموشی بسپاری ، اما عشق برای من با ارزش و فراموش نشدنیست است!
نوشته شده در پنجشنبه 16 تیر1390ساعت 18:47 توسط Amirho3in|




I've been believing
In something so distant
As if I was human

And I've been denying
This feeling of hopelessness
In me, in me

All the promises I made
Just to let you down
You believed in me but I'm broken

I have nothing left
And all I feel is this cruel wanting
We've been falling for all this time
And now, I'm lost in paradise

As much as I like the past
Nor to exist, it still does
And as much as I like
To feel like I belong here
I'm just as scared as you

I have nothing left
And all I feel is this cruel wanting
We've been falling for all this time
And now, I'm lost in paradise

Ohhh
One day we won't feel this pain anymore
Take it all away
Shadows of you
Cause they won't let me go

So I have nothing left
And all I feel is this cruel wanting
We've been falling for all this time
And now, I'm lost in paradise
Alone, and lost in paradise

نوشته شده در یکشنبه 1 اسفند1389ساعت 23:1 توسط Amirho3in|



                                                           

امي لي این آهنگ رو برای خواهرش که بچه بوده از دست داده خونده که واقعا بی نظیره و با متنی که در اختیار شما گذاشتم مطمئنم تحت تاثیر این آهنگ قرار خواهید گرفت .

یه دختر 6-7 ساله تو حیاط مدرسشون نشسته
بعد یکی میاد بهش میگه که خواهر کوچیکش مرده
ولی این دختر کوچیک هنوز نمیتونه مفهومه مرگو به درستی درک کنه
تا این که یه روز بزرگ میشه و این اهنگو به یاد اون روز میخونه.

ترجمه اين آهنگ رو بخاطر اين واستون گذاشتم چون نزديك بود كسي رو كه مثل خواهرم خيلي دوستش دارم رو از دست بدم...

Hello


Playground school bell rings again

بازم زنگ مدرسه به صدا در میاد

Rain clouds come to play again

هوا ابریه بازم میخواد بباره

Has no one told you she's not breathing?

مگه کسی بهت نگفته اون دیگه نفس نمیکشه؟

Hello I'm your mind

سلام من ذهن توام

Giving you someone to talk to

که برات یه هم صحبت اوردم

Hello

سلام



If I smile and don't believe

اگه لبخند بزنم و باور نکنم

Soon I know I'll wake from this dream

میدونم که به زودی از این خواب بیدار میشم

Don't try to fix me I'm not broken

سعی نکن بهم دل داری بدی چون من هنوز نشکستم

Hello

سلام

I'm the lie living for you so you can hide

من همون دروغی هستم که میخوای باورش کنی

Don't cry

گریه نکن



Suddenly I know I'm not sleeping

یه هو متوجه شدم که این یه خواب نیست

Hello

سلام

I'm still here

من هنوز اینجام

All that's left of yesterday

تمام اون چیزایی هستم که از دیروز باقی مونده

نوشته شده در سه شنبه 25 اسفند1388ساعت 12:45 توسط Amirho3in|




اين آهنگ يكي از بهترين آهنگايي كه من تا حالا گوش دادم با آْهنگي با معنا و فوق العاده !

واقعا درباره ي خودمه...!


I'm so tired of being here
Suppressed by all my childish fears
And if you have to leave
I wish that you would just leave
'Cause your presence still lingers here
And it won't leave me alone

These wounds won't seem to heal
This pain is just too real
There's just too much that time cannot erase

[Chorus:]
When you cried I'd wipe away all of your tears
When you'd scream I'd fight away all of your fears
And I held your hand through all of these years
But you still have
All of me

You used to captivate me
By your resonating light
Now I'm bound by the life you left behind
Your face it haunts
My once pleasant dreams
Your voice it chased away
All the sanity in me

These wounds won't seem to heal
This pain is just too real
There's just too much that time cannot erase

[Chorus]

I've tried so hard to tell myself that you're gone
But though you're still with me
I've been alone all along

[Chorus]



من از اینجا ماندن خسته شده ام
در حالیکه از طرف ترس های بچگانه ام تحت فشار قرار گرفته ام
و اگر مجبور به رفتن هستی
آرزو میکنم همین حالا بروی
برای اینکه حضورت هنوز همینجا پرسه میزند
و هرگز مرا تنها نخواهد گذاشت

به نظر نمیرسد این زخم ها بهبود پیدا کنند
این درد زیادی واقعی است
 چیزهای زیادی وجود دارند که زمان قادر به پاک کردنشان نیست...

وقتی گریه میکردی تمام اشک هایت را پاک میکردم
وقتی فریاد میزدی با تمام ترس هایت مبارزه میکردم
در تمام این سالها دستت را در دستم گرفتم
ولی هنوز هم تو صاحب تمام وجودم هستی

تو مرا با نور خیره کننده ات جادو میکردی
حالا از طرف زندگی ای که تو پشت سرم گذاشتی زندانی شده ام
صورتت رویاهای مرا که زمانی شیرین بودند زیارت میکند
صدای تو تمام صحت عقلی مرا تعقیب کرد...

تکرار

به سختی تلاش کردم تا به خود بگویم که تو رفته ای
اگرچه هنوز هم با منی...من خیلی وقت است که تنها هستم...

نوشته شده در یکشنبه 23 اسفند1388ساعت 13:30 توسط Amirho3in|



  you!

do you remember me?
like, i remember you?
do you spend your life going back in your mind to that time?

تو آیا منو به خاطر میاری

همونطور که من تو رو به یاد می یارم؟

آیا توی دهنت به گذشته و اون زمان برمیگردی؟


cause i

i walk the streets alone
i hate being on my own
and everyone can see that
i really fell
and i'm going through hell.
thinking about you with somebody else.

چون من در خیابون به تنهایی قدم میزنم

از اینکه توی خودم باشم متنفرم

و همه میبینن که من سقوط کردم و دارم از دست میرم

به تو با یک نفر دیگه فکر میکنم


somebody wants you,

somebody needs you. somebody dreams about you every single night.
somebody cant breathe, without you its lonely.
somebody hopes that one day you will see,
that somebody's me.
that somebody's me.
yeaa...
یک نفر تو رو میخواد

یک نفر به تو احتیاج داره

یک نفر هر شب به تو فکر میکنه

یه نفر نفسش بند اومده

بدون تو تنهاست

یک نفر آرزو داره یه روز تو رو ببینه

اون یه نفر منم

اون یه نفر منم

آره


how did we go wrong?
it was so good, and now its gone.
and i pray at night, that our passing will cross.
what we hide, isn't lost.
cause you are always driving in my thoughts..

چطور ما تونستیم اشتباه کنیم؟

خیلی خوب بود و الان همه چیز از دست رفته

و من هر شب دعا میکنم که مسافر به مقصد برسه (؟)

چیزی که پنهان میکنیم گم نشده و از بین نرفته

چون تو همیشه در ذهن من جولان میدی

somebody wants you,

somebody needs you.
somebody dreams about you every single night.
somebody can't breathe, without you it's lonely.
somebody hopes that one day you'll see,
that somebody's me.
oh yeah.

you will always be in my life
even if im not in your life.
cause you're in my memory.
you, will you remember me?
and before you set me free,
oh listen please...
تو همیشه در زندگی منی

حتی اگه من در زندگی تو جایی نداشته باشم

چون تو توی ذهن منی

تو آیا مرا به خاطر خواهی آورد؟

و قبل از اینکه رهام کنی

لطفا گوش کن...

somebody needs you.
somebody dreams about you every single night.
somebody can't breathe, without you it's lonely.
somebody hopes that someday you will see,
that somebody's me.
that somebody's me.
that somebody's me.
that somebody's me.
oh yeah

نوشته شده در چهارشنبه 30 دی1388ساعت 22:56 توسط Amirho3in|



They say love is just a game


They say time can heal the pain


sometimes you win, sometimes you lose


And I guess I’m just a fool


I keep holding on to you



I told you once you were the one


you know that I'd die for you


although it hurts to see you go


oh this time you should know


I won't try to stop you



Don’t you forget about me baby


Don’t you forget about me now


Some day you'll turn around and ask me


Why did I let you go



So you try to fake a smile


You don’t wanna break my heart


I can see that you're afraid


But baby it’s too late


coz I’m already dying

 

 

Where ever I go I won't  forget about you

 

Oh no no no

 

Where ever you go , don’t you forget about me

  

 

"اون ها میگن که عشق فقط یه بازیه          

           

اون ها میگن که مرور زمان میتونه مرهم درد (عشق) باشه

 

گاهی اوقات تو (این بازی رو) می بری ، گاهی اوقات می بازی"

 

و من حس می کنم که احمقی بیش نیستم

 

(چرا که) من باز هم برای تو صبر میکنم

 

 

من یکبار (برای همیشه) به تو گفتم که تو تنها کس من هستی

 

تو میدونی که من مایلم تا  برای تو بمیرم

 

اگر چه  با رفتن تو من ضربه میخورم

 

اه ، در این لحظه تو باید بدونی

 

که من تلاشی برای متوقف کردن تو نمی کنم

 

 

(هیچ) چیز رو در مورد من فراموش نکن رفیق

 

(هیچ) چیز رو در مورد من ، در این لحظه فراموش نکن

 

یه روزی تو برمیگردی و از من میپرسی

 

"چرا من تو رو ترک کردم ؟"

 

 

خوب ، تو داری وانمود میکنی که داری لبخند میزنی

 

(چرا که) تو نمیخوای قلب من رو بشکنی

 

من میتونم شرمندگی رو ( توی وجودت) ببینم

 

اما دیگه خیلی دیره رفیق

 

چونکه من در حال مرگم

 

 

من هر جایی که برم تو رو فراموش نمیکنم

 

آه ، نه نه نه

 

تو هر جایی که میری

 (هیچ) چیز رو در مورد من فراموش نکن

 

نوشته شده در پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 6:44 توسط Amirho3in|



عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی .

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی .

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی .

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد .

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است 

نوشته شده در یکشنبه 8 شهریور1388ساعت 16:58 توسط Amirho3in|




مطالب پيشين
» Evanescence - My heart is broken
» Amir Return!
»
»
» heart notes 1
» ترجمه آهنگ Hello از اونسنس
» ترجمه آهنگ My Immortal از گروه اونسنس
» ترجمه ي آهنك Somebodys me از انريكه
» ترجمه آهنگdon't you forget about me انريكو(انريكه)
»
Design By : ParsSkin.Com